تبليغاتX
نوحه و مصائب اهل بیت (ع) - یا باب الحوایج(ع)


نوحه و مصائب اهل بیت (ع)
نمی شود باورم داغ جدایی
 

  یا باب الحوایج(ع)  

شجاعت را به حق از باب بردی             تو گوی سبقت از مهتاب بردی
نخوردی آب حسرت ماند بر آب                    چه زیبا آبروی آب بردی

--

2- دلم از غربت و ماتم کباب است   دلِ من تا ابد خانه خراب است
به روی قلب غم این را نوشته    غم مرگ برادر بی حساب است

علقمه
خدا تنها پناهم را گرفتند   امیدم، تکیه گاهم را گرفتند
کنارِ علقمه با گرزِ سنگین   علمدارِ سپاهم را گرفتند

 

برخیز علمدار رشید لشکر من  

  بنگر که با داغت چه آمد بر سر من

امیر سپاهم     تویی تکیه گاهم  برادر ابالفضل

گرد غریبی بر سر و رویم نشسته 

   بغض گلو راه نفس درسینه بسته

  زیر بغل هایم بگیر پشتم شکسته

مسوزان دل من     مشو قاتل من   برادر ابالفضل

یاری نموده گر مرا دست جدایت 

  میگردم ای سقا به دنبال صدایت

چیزی نمانده زان قد و بالا برایت

ببین حال یارت  چه سازم کنارت برادر ابالفضل

امشب دل اهل حرم را غم گرفته 

  در کنج خیمه مادری(خواهری) ماتم گرفته

دم  نینوایی  امان از جدایی  برادر اباالفضل

 

زماني رسيد لشگر عمر سعد به خيمه ها حمله کرد . ابي عبدالله (ع) جلوي خيمه نشسته بود . تکيه بر شمشير سر بر زانو . زينب (س) جلو دويد : صدا زد برادر سر و صداي لشگر را نمي شنوي آقا سر برداشت فرمود : خواهرم الان رسول خدا (ص) را در خواب ديدم به من فرمود فردا پيش ما هستي . زينب طاقت نياورد .
اگر دست ولايت حسين (ع) نبود ، همان روز تاسوعا بي تاب شده بود. زينب را ارام کرد.
صدازد عباسم بفسي انت (يعني جانم به قربانت ) برادر جان سوار مرکب شو . از آنها سؤال کن براي چه مي آيند ؟ عباس رفت و برگشت جواب آورد . اينها براي جنگ آمده اند . فرمود : عباسم از آنها مهلت بگير . امشب را به نماز و دعا و قرآن بگذرانيم . خدا مي داند من نماز و تلاوت قرآن و کثرت دعا و استغفار را دوست دارم . شب را مهلت دادند .دوستان ، آقا دو جمله به عباسش شب عاشورا گفت خدا مي داند با دل عباس چه کرد .يکي صدا زد بفسي انت ، مقام عباس را ببينيد امام زمانش مي فرمايد جانم بفدايت .ديگر اينکه او را با لفظ برادر خطاب کرد ، اما عباس هيچگاه به خود اجازه نداد به حسين برادر بگويد . هميشه مي گفت سيدي و مولاي ، آقاي من ، مولاي من . تا آن لحظه که عمود آهنين بر فرق مبارکش رسيد . آنجا بود که صدا زد برادر برادرت را درياب .دوستان ، امشب حسين و يارانش در حال مناجات با خدايند .دوستان ، امشب زينب پريشانست . گاهي به خيمه بانوان سر مي زند . گاهي به کنار خيمه اصحاب مي رود ، يعني اينها فردا از حسين من حمايت مي کنند ، گاهي سراغ خيمه برادر را مي گيرد .

امان از دل زينب      چه خون شد دل زينب

 

 


لینک ثابت | نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388   ساعت 12:44   | توسط:   محمد رضا دهقانی | مطالب مرتبط

   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات مجاز می باشد!