ششماهه على به دوش بابش دادند
يك جام از آن باده نابش دادند
چون با لب تشنه حاجت آب نمود
با تير سه شعبهاى جوابش دادند
*****************
مفهوم بلند آفتابى عباس
از گريه كودكان كبابى عباس
از تشنگيت فرات دلخون گرديد
والله كه آبروى آبى عباس
*****************
آنانكه ز كين بى پر و بالت كردند
پرپر ز جفا، گل جمالت كردند
شرمى ز نبى و فاطمه ننمودند
زير سم اسب، پايمالت كردند
*****************
سر قافله شام بلايى زينب
تو شير زن كرب و بلايى زينب
در عصر به خون نشسته عاشورا
سرچشمهاى از صبر خدايى زينب
*****************
آنان كه ز خشم و كين بههم پيوستند
زخمىشدگان بدر و خيبر هستند
رحمى ننمودند به طفلان حسين
زنجير جفا به دست و پايتبستند
*****************
يك قافله از شام بلا مىآيد
بىيار و معين و آشنا مىآيد
چل روز گذشت و داغ ما كهنه
نشد انگار كه بوى كربلا مىآيد