گلی گم کرده ام می جویم او را
میان دشت کربلا زینب پریشان به جستجوی پیکر شاه شهیدان
به روی خاک کربلا گمگشته دارد خون دل از دو دیدگان هر دم ببارد
گرید و بگوید همسفر با وفا من کجا جویمت میان این کشته ها
دل من خون شده ز ماجرایت حسین شعله برجان زند سوز عزایت حسین
شهید بی سرم حسین ز پا فتادم به جان مادرت بیا برس به دادم
گلی گم کرده ام می جویم او را به هر گل می رسم می بویم او را
گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت
همیشه یار زینب بگو کجایی صبر وقرار زینب بگو کجایی
ابی عبدالله حسین حسین یابن الزهرا حسین حسین
ز حنجر بریده اش آمد این ندا خواهر غمدیده من این سویم بیا
به سر زنان و سینه زن آمد کنارش صحنه جانگداز او برده قرارش
ماند حیران بگفت که تو حسین منی ؟ پاره پاره بدن تو نور عین منی؟
تن تو بر زمین بگو که چون شد سرت؟ بربوده عدو پیرهن از پیکرت
جدائیت حسین نبوده باور من غم فراق تو همیشه یاور من
ماتم عظمای تو بر دل زینب نشست داغ فراقت حسین قامت زینب شکست
چه بر دل زینب کبری رسید چو پاره پاره پیکرت را بدید
ابی عبدالله حسین حسین یابن الزهرا حسین حسین
بسته شود محمل من مظلوم مادر چگونه من سفر کنم بی تو برادر
نه محرمی نه آشنا در این بیایان به خاک و خون فتاده اند خیل عزیزان
یکسو فتاده جسم علی اکبر از کینه کشتند ساقی و میر لشکر
می شود راس تو چراغ راهم حسین خیز و بنگر که بی پشت و پناهم حسین
تو مانده ای و می روم از این بیابان چگونه سرکنم حسین با غم هجران
ماتم عظمای تو بر دل زینب نشست داغ فراقت حسین قامت زینب شکست
چه بر دل زینب کبری رسید چو پاره پاره پیکرت را بدید
ابی عبدالله حسین حسین یابن الزهرا حسین حسین
سروده و سبک : محمد رضا دهقانی
محرم 1429