نديده عاشقت شدم نمی دونم چی می شه
می خوام يه بار ببينمت بهم می گی نمی شه
نديدمت اين غصه کم نيست آقا
دوست دارم دست خودم نيست آقا
غمگين تر از آه، بی کس تر از باد
دور از تو دارم، هر لحظه فرياد
شب تا سحر پشت در ميخونه تم به مولا
حرف حساب يک کلمه ديوونه تم به مولا
ديوونگی انگار بدم نيست آقا
دوست دارم دست خودم نيست آقا
زيبا تر از گل، خوشبو تر از ياس
چشمات به چشم زيبای عباس
به کوچه باغ قلبم چرا يه شب نمی آی
خودت منو صدا زدی حالا می گی نمی خوای
نگو دلم برات حرم نيست آقا
دوست دارم دست خودم نيست آقا
ای حسن يوسف ای پير موسی
تنها ترين تنهای صحرا
بذار که نوکرت بشم که نوکراتو عشقه
تمام آرزوم اينه، کرب و بلات رو عشقه
سايه سر غير علم نيست آقا
دوست دارم دست خودم نيست آقا
صد مرده زنده می شود از ذکر يا حسين
ارباب ما معلم عيسی بن مريم است
عيسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت
قنداقه ی حسين شرف عرش اعظم است

دينم دينم زينب و حسينه
قبله م قبله م بين الحرمينه
بعضي روزا فكر مي كنم بار گناهم
كاري كرده با من كه پيش تو رو سياهم
از خجالت بسته نگاهم
درونم مي سوزه از سوزش آهم
ياد گرفتاريم مي افتم
ياد اون لحظه اي كه مي برنم
به ياد غسل و كفنم
ياد فشار قبرم و فرياد زدنم
ياد عذاب و بدنم
ياد اون لحظه اي كه دو تا ملك سوال كنن
ياد ساكت شدنم
ياد اون شلاقايي كه مي زنن روي تنم
كه بگو خدات كيه قبلت كجاست
چيه كتابت و اسم پيمبرتو بگو
كمكم كن كه نمونه جوابم توي گلو
تو سوال اولي بگم علي
ديگه هر چي كه بگن بگم حسين
من قبلتك ؟ حسين
من دينك ؟ حسين
من امامك ؟ حسين
من كتابك ؟ حسين
دينم حسين
قلبم حسين
عشقم حسين
روحم حسين
نوحم حسين
خونم حسين
اول حسين
آخر حسين
قبله حسين
كعبه حسين
مكه حسين
زمزم حسين
صفا حسين
دوا حسين
دينم دينم زينب و حسينه
قبله م قبله م بين الحرمينه
سينه زن تو وقتي كه مي خواد بميره
دم آخر دم مي گيره
اگه بگن حالت چطوره
مي گه دلم چشم براه مقدم حضرت اميره
آخه شنيدم موقع مردن تو مياي پا مي زاري روي سرم
خودت نگفتي كه ميام با پدرم ؟
همراه جد اطهرم
با حسنم برادرم
منتظرم باش كه ميام با مادرم
اگه اومدي بالاسرم
يه بار بگو به مادرت اين بيچاره نوكرته
بگو به بابات اين غلام قنبرته
بگو به امام مجتبي اين ديوونه
گريه كن مادرمه و مست تو و خواهرمه
به مادرت بگو كه اين بنده اگر ناسپاسه
ولي دلداده عطر گل ياسه
تو عاشقي هر چي مي دونه معلم عشقش
عباسه عباسه
دينم دينم ولاي عباسه
قبله م قبله م برگ گل ياسه
دينم دينم زينب و حسينه
قبله م قبله م بين الحرمينه
روي زمين يه شهر رويايي مي بينم
نگو دريايي مي بينم
چشامو مي بندم و توي دلم
يه كربلايي مي بينم
وقتي كه از دور مي رسي دو تا نور تا آسمون
تلالو اش تا كهكشون
ديگه از كعبه نپرس نام و نشون
اگه ديدي پات ميلرزه
تا حرم روي زمين بدنت رو بكشون
دعا كن تا ميرسي به قادريه
بشيني رو پله هاي زينبيه
تو همون جا با لطف ارباب نفس آخر بكشي
با اون نفس نعره حيدر بكشي
علي علي علي علي .........